تفرد

شش مهارت نرم که برای موفقیت در کارآفرینی از نان شب واجب‌تر است

موفقیت در کارآفرینی از طریق پرورش مهارت‌های نرم

موفقیت در کارآفرینی، صرفاً نتیجه دانش فنی و سرمایه نیست. بسیاری از کارآفرینان موفق در ابتدای کارشان دانش فنی و سرمایه بالایی نداشتند. عامل مهم دیگری که در موفقیت بسیاری از کارآفرینان نقش داشته است، مهارت‌های نرم است. مهارت‌های نرم را به طور ساده می‌توان شامل مهارت‌های غیرفنی دانست که مهارت‌های درون‌فردی و بین‌فردی را شامل می‌شوند. این مهارت‌ها در مقابل مهارت‌های فنی که مهارت‌های سخت نامیده می‌شوند، قرار می‌گیرند.
برای مثال دانش فنی‌ای که در حوزه گرافیک، حسابداری یا برنامه‌نویسی دارید جزو مهارت‌های سخت شما محسوب می‌شود. این مهارت‌ها را می‌توان از طریق تحصیلات آکادمیک یا شرکت در دوره‌های آزاد کسب کرد. اما اینکه چطور بتوانید مشتری را به خرید محصول یا خدمت خود متقاعد کنید، چطور یک تیم کاری موفق تشکیل داده و آن را رهبری کنید و چطور زمان پروژه‌هایتان را مدیریت کنید در زمره مهارت‌های نرم قرار می‌گیرد.
در دنیای امروزی، اهمیت مهارت‌های نرم برای موفقیت در کارآفرینی افزایش یافته است. این مهارت ها بیش از اینکه به دانش خاصی مرتبط باشند با قوهٔ شهودی، نگرش و توانایی شما برای انگیزه دادن به دیگران یا برقراری ارتباط مؤثر با آن‌ها مرتبط است. این مهارت‌ها از آن جهت برای موفقیت در کارآفرینی ضروری‌اند که به کمک آن‌ها می‌توانید افکارتان را با دیگران به خوبی در میان بگذارید، با مشتریان و همکارانتان ارتباط مؤثر برقرار کنید و همواره در حال رشد و پیشرفت باشید. سرمایه‌گذاری بر روی این مهارت‌ها نقش مهمی در موفقیت شخصی شما و کسب‌وکارتان دارد. برایان تریسی مدرس رشد و توسعه فردی معتقد است: «باید حداقل سه درصد از درآمدی که به دست می‌آورید، مستقیماً روی رشد و توسعه فردی خودتان سرمایه‌گذاری کنید».


در ادامه شش مهارت نرم را که برای موفقیت در کارآفرینی ضروری است، معرفی کرده‌ایم.

موفقیت در کارآفرینی با مهارت‌های نرم

شش مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی

اولین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : رهبری

رهبری به معنای توانایی انگیزه بخشیدن به دیگران و کمک به آن‌ها برای تبدیل شدن به بهترین خودشان است. رهبری خود تلفیقی از چندین مهارت مانند خودآگاهی، هوش عاطفی، ارتباط مؤثر و متقاعدسازی است. مهم‌ترین بخش رهبری، برقراری ارتباطی اصیل با دیگران و فهمیدن آن‌هاست. وقتی اعضای تیمتان را بهتر بشناسید و به توانایی‌های آن‌ها بیشتر آگاه باشید، می‌توانید آن‌ها را در نقش‌های مناسب‌تری قرار بدهید و این به معنای آن است که تیم منسجم‌تر و کارآمدتری خواهید داشت.
برخی تصور می‌کنند رهبری مهارتی صرفاً ذاتی است، اما امروزه ثابت شده است که مهارت رهبری صرفاً ذاتی نیست بلکه می‌توان آن را آموخت و در خود پرورش داد. جان مکسول نویسنده، مربی و مدرس ارشد رهبری سازمانی در کتاب معروف خود به نام بیست‌ویک قانون انکارناپذیر رهبری اولین قانون را قانون درپوش می نامد و در توصیفش می‌گوید: «رهبر یک کسب‌وکار همانند درپوشی است که روی یک بطری حاوی مایع قرار می‌گیرد. همانطور که سقف بالا رفتن مایع درون بطری محدود به محل قرارگیری درپوش است، سقف رشد کسب‌وکار نیز محدود به توانایی‌های رهبری فردی است که در رأس آن کسب‌وکار قرار دارد. برای رشد کسب‌وکارتان، ابتدا باید مهارت رهبری خودتان را رشد بدهید».
سایمون سینک نویسنده و متخصص رهبری نیز بین رهبر بودن و رهبری کردن تمایز قائل می‌شود و می‌گوید: «رهبری کردن همان رهبر بودن نیست. رهبر بودن یعنی شما بالاترین رتبه را در سازمان دارید، حال چه از روی شایستگی آن را به دست آورده باشید، چه بختتان خوب بوده باشد یا دیگران شما را به آن سمت منصوب کرده باشند. از سوی دیگر، رهبری کردن به این معناست که دیگران با میل و رغبت و نه از روی اجبار از شما پیروی می‌کنند. آن‌ها از شما پیروی می‌کنند نه به این خاطر که به آن‌ها حقوق می‌دهید، بلکه به این خاطر که خودشان این را می‌خواهند».

دومین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : کار تیمی

هر کسی که تجربه کوچکی در زمینه کسب‌وکار داشته باشد می‌داند که برای موفقیت در کارآفرینی، داشتن تیمی توانمند و اثربخش تا چه اندازه مهم است. اگر می‌خواهید کارآفرین موفقی باشید، باید بدانید که چطور با دیگران به خوبی کار کنید. کار تیمی مؤثر تلفیقی از چند مهارت نرم است. برای خوب کار کردن در یک تیم، باید بتوانید خوب به دیگران گوش بدهید، بدانید چطور می‌توانید سرمایه‌ٔ انسانی‌تان را به خوبی به کار بگیرید و دیگران را ترغیب کنید تا برای حصول به بهترین نتیجه با شما همکاری کنند. این همچنین به آن معناست که وظایف خودتان در تیم را نیز به خوبی انجام دهید. مسئولیت‌پذیری و تقدیر از تلاش‌های دیگران، نقش مهمی در موفقیت تیم شما دارد.
خوشبختانه ابزارهایی مبتنی بر نظریات علمی وجود دارد که می‌توان با بهره‌گیری از آن‌ها اثربخشی کار تیمی را افزایش داد. یکی از این ابزارها، آزمون بلبین است که براساس آن می‌توان ترجیح افراد برای عهده‌دار شدن نقش‌های مختلف در تیم‌ها را تعیین کرد. ابزار قدرتمند دیگر، تم‌های توانایی کلیفتون است که توانایی‌های افراد را در ۳۴ دسته اصلی طبقه‌بندی می‌کند و براساس آن می‌توان فهمید افراد به طور طبیعی چه توانمندی‌هایی دارند و در چه حوزه‌هایی بهتر از بقیه حوزه‌ها ظاهر می‌شوند. بنابراین اگر موفقیت در کارآفرینی جزو دغدغه‌های شماست، خوب است که هنگام تشکیل تیم از این ابزارها استفاده کنید و افراد را در نقش‌های مناسب قرار دهید.

سومین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : ارتباط مؤثر

ارتباط مؤثر مستلزم استفاده مناسب از کانال‌های ارتباطی مختلف است. برای رسیدن به بهترین نتیجه باید مهارت‌های ارتباطی مختلف را پرورش دهید. برخی از مهم‌ترین مهارت‌های ارتباطی ضروری برای موفقیت در کارآفرینی عبارتند از:
الف) مهارت گوش دادن

گوش دادن شاید در ظاهر کار ساده‌ای باشد اما بسیاری از کارآفرینان در این مهارت مشکل دارند. در واقع تصور بسیاری از افراد از گوش دادن همان شنیدن است،‌ در حالی که گوش دادن مهارتی است که باید آن را آموخت و خود دارای پنج سطح است. سطح اول گوش دادن، نشنیدن است. این زمانی اتفاق می‌افتد که فرد مقابل در حال صحبت کردن است اما توجه ما کاملاً معطوف به موضوع دیگری است. سطح دوم گوش دادن، شنیدن تصنعی است. در این حالت ما صدای طرف مقابل را می‌شنویم اما چون حواسمان جای است تجزیه و تحلیلی روی صحبت‌های او انجام نمی‌دهیم و به سر تکان دادن اکتفا می‌کنیم. سطح سوم گوش دادن، شنیدن محاوره‌ای است. در این حالت صرفاً برای اینکه پاسخ طرف مقابل را بدهیم به حرف‌های او گوش می‌دهیم. مثل حالتی که افراد در ابتدای احوالپرسی‌ها یک سری کلمات را بدون توجه به حرف دیگری تکرار می‌کنند. سطح چهارم گوش دادن، گوش دادن فعال (Active Listening) است. در این حالت روی حرف‌های طرف مقابل تمرکز می‌کنیم و تمام توجه‌مان را به او اختصاص می‌دهیم. سطح پنجم گوش دادن، گوش دادن عمیق (Deep Listening) است. در این حالت با تمام وجودمان به طرف مقابل گوش می‌دهیم و می‌توانیم خودمان را کاملاً جای او بگذاریم. در این حالت قوهٔ شهودی‌مان به کار می‌افتد و حرف‌های ناگفته طرف مقابل را هم می‌شنویم.
ب) مهارت نوشتن

ارتباط نوشتاری یکی از مؤثرترین ابزارها در روابط تجاری به حساب می‌آید. این مهارت هم در ارتباط با مشتریان و هم شرکای تجاری و هم کارکنان می‌تواند تفاوت محسوسی ایجاد کند. آشنایی با اصول درست مکاتبات تجاری، نگارش ایمیل، تبلیغ‌نویسی (Copywriting) و توضیحات صفحه محصول (Sales Letter) از جمله مهارت‌هایی است موفقیت در کارآفرینی به ویژه در حوزه کسب‌وکارهای آنلاین را شکلی می‌دهد.
ج) مهارت ارائه دادن

ارائه دادن به معنای مهارت معرفی اثربخش محتوا، محصول یا خدمتی است که مشتری در ازای آن حاضر است اقدام مورد نظر ما را انجام دهد. مثلاً در خبرنامه ما عضو شود، با برند ما ارتباط برقرار کند یا حتی پولی به ما پرداخت کند. برخلاف تصور بسیاری از افراد، کیفیت یک محتوا، محصول یا خدمت نیست که باعث جذب مخاطب می‌شود بلکه نحوه ارائه آن محتوا، محصول یا خدمت است. کارآفرینان حرفه‌ای می‌دانند که کیفیت مطلق در نزد مشتری معنایی ندارد بلکه آنچه وجود دارد و منجر به اقدام مشتری می‌شود، کیفیت ادراکی یا تلقی مشتری از کیفیت محصول یا خدمت ماست. بخش مهمی از این تلقی وابسته به نحوه ارائه است. عالی‌ترین محتواها، محصولات و خدمات در بسته‌بندی‌های ضعیف فرقی با نمونه واقعاً ضعیف ندارند.
د) ارتباط کلامی و فن بیان

ارتباطات کلامی بخش قابل توجهی از ارتباطات بین‌فردی را تشکیل می‌دهد. اینکه چطور موضوعی را بیان می‌کنید بیش از این اهمیت دارد که چه چیزی می‌گویید. آهنگ، جنس و تن صدا در شکل‌گیری تلقی فرد مقابل از شما به عنوان یک فرد کارآفرین نقش مهمی ایفا می‌کند. ممکن است در جلسه‌ای کاری، کارمندی را مجاب کنید تا شیوه کار کردنش را تغییر دهد. شاید هنگام گفتگو با شریکی تجاری، بخواهید او را ترغیب به همکاری کنید. احتمال دارد در گفتگویی رو در رو، مشتری‌ای را به اقدام خاصی ترغیب کنید. در تمام این حالات این مهارت شما در استفاده از کلام است که می‌تواند شکست یا موفقیت شما را رقم بزند.

همه این مهارت‌ها برای اینکه مخاطب شما منظورتان را به درستی متوجه شود و سپس اقدام مورد نظر شما را انجام دهد، لازم و ضروری‌اند. وقتی دیگران منظور شما را درست می‌فهمند، تمایل بیشتری پیدا می‌کنند تا با شما همراهی کنند.

چهارمین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : حل مسئله

وقتی کارآفرین هستید باید آمادگی داشته باشید تا در هر لحظه مسائلی را که با آن‌ها مواجه می‌شوید، حل کنید. کارل پوپر فیلسوف اتریشی می‌گوید: «زندگی چیزی جز حل مسئله نیست». شما برای حل مسئله، علاوه بر خلاقیت نیاز به مهارت‌های تحلیلی هم دارید. با استفاده از مهارت حل مسئله، می‌توانید موقعیت را تحلیل و از جنبه‌های مختلف به آن نگاه کنید. مهارت حل مسئله در عالی‌ترین شکل آن منجر به یافتن راه‌حل‌های ساختارشکنان (Out of Box) می‌شود.

یک کارآفرین حرفه‌ای از سه رویکرد در مواجهه با مسائل استفاده می‌کند:

الف) حل مسئله

در این حالت با مسئله‌ای مواجه‌اید که قابل حل است. در این حالت باید بتوانید ابتدا مشکل (Issue) را به درستی تشخیص دهید و ساختار آن را در قالب یک مسئله (Problem) تعریف کنید. وقتی این گام را انجام دادید، می‌توانید با شیوه‌های مختلف مسئله را حل کنید. یکی از توانمندترین شیوه‌ها در حل مسئله، شیوه‌ای است که طراحان و کارآفرینان پیشرو از آن استفاده می‌کنند و به نام تفکر طراحی یا تفکر طراحانه (Design Thinking) شناخته می‌شود. تفکر طراحی شامل پنج مرحله همدلی، تعریف مسئله، ایده‌پردازی، نمونه‌سازی و آزمایش است. تفکر طراحی که می‌توان از آن حتی برای طراحی زندگی هم بهره گرفت تلاش می‌کند خوشایندترین راه‌حل‌های ممکن از منظر فنی و اقتصادی را از دید مخاطب یا کاربر نهایی شناسایی کند. در واقع به جای تفکر مهندسی که دنبال بهینه‌ترین راه‌حل ممکن است، تفکر طراحی تلاش می‌کند تا راه‌حلی را بیابد که بهترین تجربه کاربری را برای مصرف‌کننده رقم بزند.

ب) حذف مسئله

گاهی مسائل را نمی‌توان حل کرد اما می‌توان به سادگی آن‌ها را حذف کرد. این مفهوم در کارآفرینی به نام هک نیز شناخته می‌شود یعنی راه‌حل‌هایی میانبر که خودشان را درگیر مسئله اصلی نمی‌کنند. شاید شما هم این داستان را شنیده باشید که فردی به روانپزشک مراجعه می‌کند و به او می‌گوید: «هیولایی در زیر تختم وجود دارد که شب‌ها نمی‌گذارد بخوابم». روانپزشک به جای آن که بخواهد مرد را درگیر انواع و اقسام درمان‌های دارویی و روان‌درمانی کند به او می‌گوید: «به نجاری مراجعه کن و از او بخواه چهار پایه تختت را قطع کند تا تخت تو کاملاً روی زمین قرار گیرد. اینطوری دیگر هیچ موجودی نمی‌تواند زیر تختت قایم شود». شما هم اگر در کسب‌وکارتان خوب دقت کنید می‌توانید مواردی را بیابید که با حذف مسئله اولیه، عملاً دیگر نیازی به حل آن مسئله ندارید. بسیاری از نمونه‌های نوآوری اخلالگرانه (Disruptive Innovation) که به معنای تغییر مختصات بازار در حوزه‌ای خاص است، از شیوه حذف مسئله استفاده کرده‌اند یعنی راه‌حلی ارائه می‌دهند که دیگر مسئله قبلی را فاقد موضوعیت می‌کند.

ج) هضم مسئله

مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که نمی‌توان آن‌ها را حل یا حذف کرد بلکه فقط می‌توان با آن‌ها کنار آمد و به عنوان واقعیت (Fact) پذیرفت. شما هر کاری کنید مادامی که روی زمین قرار دارید، نمی‌توانید بدون استفاده از ابزارهای خاص بر جاذبه زمین غلبه کنید. پس بهتر است این موضوع را به عنوان واقعیت بپذیرید و وقتتان را صرف از بین بردن جاذبه زمین نکنید. به این نوع مسائل که اصولاً مسئله نیستند و همانند جاذبه زمین جزو واقعیات زندگی‌اند، مسائل جاذبه‌ای نیز گفته می‌شود. در زندگی وقتتان را صرف مسائل جاذبه‌ای نکنید بلکه سراغ مسائل واقعی و ارزشمند بروید.

پنجمین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : انعطاف‌پذیری

آیا می‌توانید به سادگی مسیرتان را تغییر دهید؟ آیا می‌توانید دانسته‌های قبلی خود را کنار بگذارید و چیزهای جدید یاد بگیرید؟ انعطاف‌پذیری باعث می‌شود در دنیای کارآفرینی پررقابت امروزی، بقاء داشته باشید. با استفاده از این مهارت، تمایل بیشتری خواهید داشت تا چیزهای جدید یاد بگیرید و به پیشرفتتان ادامه دهید. اگر راه‌حل جواب نداد یا دیگر مؤثر نبود، باید بتوانید بدون صرف زمان و تلاش زیاد سراغ راه‌حل دیگری بروید. انعطاف‌پذیری همچنین به شما کمک می‌کند برنامه‌های مختلف را به طور کارآمدتری مدیریت کنید. چابکی در تفکر و در اقدام، همان چیزی است که برای موفقیت در کارآفرینی به آن بسیار نیاز خواهید داشت.

ششمین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : مدیریت زمان

استفان کاوی سخنران و مدرس برجسته و نویسنده کتاب هفت عادت مردمان مؤثر معتقد است: «چالش اصلی مدیریت زمان نیست بلکه مدیریت خودمان است». بسیاری از صاحبنظران معتقدند زمان امری قابل مدیریت نیست بلکه ما صرفاً می‌توانیم خودمان را به نحوی مدیریت کنیم که بیشترین زمانمان را برای مهمترین کارها بگذاریم. در هر صورت چه نام این مهارت نرم را مدیریت زمان بگذاریم و چه مدیریت شخصی، برای موفقیت در کارآفرینی نیاز داریم از زمانمان بهترین استفاده را داشته باشیم.

گری کلر کارآفرین آمریکایی و نویسنده کتاب دومینوی اصلی زندگی معتقد است شیوه اثربخش مدیریت زمان این است که در هر روز کاری صرفاً بر روی مهم‌ترین کار متمرکز شویم. او برای اثبات رویکرد خود به اصل ۲۰/۸۰ استناد می‌کند و می‌گوید: «مطابق اصل پارتو، ۲۰ درصد کارها ۸۰ درصد نتایج را در بردارند. اگر همین قانون را یک بار دیگر روی خودش اعمال کنیم، ۴ درصد کل کارها (یا ۲۰ درصد از ۲۰ درصد) ۶۴ درصد از کل نتایج (۸۰ درصد از ۸۰ درصد) را تشکیل می‌دهد. اگر این قانون را یک بار دیگر اجرا کنیم، حدود ۱ درصد از کل کارها (۲۰ درصد از ۴ درصد) ۵۰ درصد از کل نتایج (۸۰ درصد از ۶۴ درصد) را تشکیل می‌دهد. بنابراین اگر یک کارآفرین ۱۰۰ کار مهم داشته باشد، یکی از آن کارها نیمی از نتایج را ایجاد می‌کند و ۹۹ تای بقیه نیم دیگر را. از این رو عاقلانه‌تر این است که کارآفرین در هر زمان روی همان یک کار متمرکز شود تا به انجام برسد.

دارن هاردی ناشر سابق مجله موفقیت (Success)‌ و نویسنده کتاب‌های پرفروش اثر مرکب و قطار کارآفرینی نیز بر این باور است که آنچه افراد فوق‌موفق را از افراد معمولی متمایز می‌کند توانایی آن‌ها بر تمرکز روی مهم‌ترین کارها و نه گفتن به بقیه کارهاست. از نظر او آن چیزی که از وارن بافت و استیو جابز و ریچارد برانسون چنین افراد موفقی ساخته است، کارهای نیست که انجام می‌دهند، بلکه کارهایی است که انجام نمی‌دهند.

سخن پایانی

 همانگونه که دیدیم موفقیت در کارآفرینی مستلزم داشتن مجموعه‌ای از مهارت‌های نرم است. اگر تصمیمتان برای موفقیت در کارآفرینی جدی است باید روی این مهارت‌ها سرمایه‌گذاری کنید و وقت کافی برایشان بگذارید. این به معنای آن نیست که عواملی همچون مهارت‌های سخت (دانش فنی)‌ و سرمایه برای موفقیت در کارآفرینی تأثیر ندارند، بلکه به این معناست که مسیر موفقیت در کارآفرینی از ذهن انسان می‌گذرد و انسان ابتدا باید ذهنش را برای موفقیت پرورش بدهد و بعد سراغ حوزه‌های دیگر برود.


منبع: سایت عادت دستیابی
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)